تبليغاتX
جیـــــ غ بنفـ ـش

جیـــــ غ بنفـ ـش

من لکنت ِ تکرار ِ هر روزه ی ِ عشق ِ تو ام

... 

همیشه یک نفر هست
که خودش را برایـت به کشتن دهد
یک نفر که مـ ـرگ هم نمی خواهدش !

+ چمدانت را می بستی / مرگ / ایستاده بود / و نفس هایم را می شمرد. ( شمس لنگرودی )
+ عکس : Elena Getzieh


+ نوشته شده در 87/10/28 | ساعت13:5 | توسط فاطمه عباسی |


... 

طرح ِ ساده یک علامت سوال است نگاهش
زنی که از سلاله ی اختناق و خفقان می آید 
با جامه دانی از درد های مشرقی
سر ریز از حنجره ی ِ بغضی وا شده
که مستور ماندند و مسکوت ، زیر چارقدش

مویه نمی کند
 که درد را جز سکوت هرگز گریزی نبوده است
و تنش جغرافیای درد می شود
با کهنه خطوطی بر جبین ، به قدمت ِ تمامی ِ ادوار
که از صراحت ِ هر کتیبه ای گو یا تر است  
 
همه چیز خوب است !
در سرزمینی که زنانش ترد تر از هر ساقه ای
در نبرد ِ نابرابر با روزگار ِ قداره بند
به مثابه ی آیینه ای به ترسیم دردهاشان می نشینند
که کمان ِ هیچ آرشی فاتح زخم هاشان نبوده است
 
همه چیز خوب است !
ببین چه معصومانه آزادی را به احتضار نشسته اند زنان ساده ی ِ اینجایی
و آن سو تر ، لکاته هایی که عشق را به احتکار نشسته اند در ازای ِ ازاله ی بکارتشان !
 
چشم هایت را هر جای این صحنه ی روزگار خواستی ببند
من قانون دوار بودن زمین را خوب بلدم
و میدانم روزی زمین طوری خواهد چرخید که
 زنان و مردان سرزمینم به یک شعاع در دردهاشان ضرب و تقسیم شوند
 
همه چیز خوب است !
و من به خدای زن معترض نمی شوم
اگر هنوز
در چشمهای من ،
زنی شبیه درد می شود 

+ کاش در زبان ِ مادری ِ من ، " زن " بن ِ مضارع زدن نبود ! ( مریم جعفری )
+ جایزه ی ادبی ایران به روز شد .
+ عکس : Yasuo Osakabe


+ نوشته شده در 87/10/20 | ساعت19:57 | توسط فاطمه عباسی |


... 

آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم
در چاه نفت
افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم
که جمال عبدالناصر
با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدین قسام
و صلاح الدین
دروازه های غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سیاه
بر شانه های حسنی مبارک و
شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب
خوراک مغز جوانان غزه را
در سه دیس کنفرانس
به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه
تعبیری برای خواب من زخمی
مارادونای عزیز پرتقالی!
تو کاری کن!
شیخ بدون چشم !
صاحب فتوای زمین نمی چرخد
و عکس حرام...
امیر نفت!
که با برادر ناتنی ات
عربی رقصیدی
یک غلطی کن!
خوانندگان رپ و راگ!
شما کاری کنید!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست
به صاحبان کلیسا نه
به خادم الحرمین
به الازهر
به کبارالعلما
هرگز!
آنان برای فتوا بر علیه نماز
با دست باز
آنان فقط
برای مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصیر
و حرمت صید حرم
آفریده شده اند
آقای اسکولاری!
تو کاری کن!
آقای چلسی!
خانم هالیوود!
شما کاری کنید!
خانم آیشواریا!
عروس آمیتاباجان عزیز!
شما کاری کنید!
و شما
ای اسب های اصیل عرب!
نه از نژاد ذوالجناح اید
نه از نژاد براق
از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه
از نژاد یورو و جکوزی
سوارانتان را کشتند
و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگی تان را کشیدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواری بدهید و
رستگار شوید
که شیوخ عرب
بزغاله و وزغ را
بر شما مسلط کرد
با این همه هنوز شما
مردترید از آن سه مار
شما کاری کنید
که سازمان ملل تعطیل است!
*

...

+ علیرضا قزوه *
+ دانلود گزارش تصویری کامران نجف زاده
+ آنان که حسین را خدا پندارند / کفرش به کنار عجب خدایی دارند
+ حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود / ولی افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند . ( دکتر علی شریعتی )
+ وقتي در آسمان ، دروغ وزيدن ميگيرد / ديگر چگونه مي شود به سوره هاي رسولان سر شکسته پناه آورد ؟! (فروغ فرخزاد)


+ نوشته شده در 87/10/17 | ساعت22:28 | توسط فاطمه عباسی


...

انسـ ان یک دروغ است
و خدا ،
دروغ گـ وی بزرگـ ـی  !

+ عکس : Igor Molochevski


+ نوشته شده در 87/10/02 | ساعت19:45 | توسط فاطمه عباسی |


... 

به استقبال پایـیـ ـز نرفته بودم که حالا بدرقـ ـه اش کنم
 شبیه گریه های ِ مغمـ ـوم ِ من ، بی صـ ـدا آمد و رفت
می دانم ، فردا زمستان هم می آید
و هیچ کس پاپوشی به رایـ ـگان ، برایم نیاورد
حتی در شـ ـب ترین شب ِ سال !
نه ، دلـ م نمیگیرد از این نا گهانی ِ باید ها و شاید ها
فقط ماراتون ِ زمان کمی ناباورَ م می کند
بهار را هم کـ ه می دانی
" انتظار خبـ ـری نیست مرا
نه ز دیّار و دیـ ـاری ... " !

+ اگه تو پستوی تنهایی شب ، هیچ کسی اشکای چشماتو ندید
   اگه این پاییز دلسرد و سیاه ، به شکوه شب یلدا نرسید
   اگه تنپوش تموم لحظه ها ، پر شد از رخت شب دلواپسی
   تو بدون آخر این راه دراز ، به سپیده ها دوباره می رسی
+ چه قدر صدای سَتار ، این شب ِ لجام گسیخته رو آروم میکنه !
+ هی ! بالانشین ِ آرزوها م ... ! ما در بند ِ رویا بودیم ، بی هیچ اسارتی !
+ عکس : Nahoj Sennah


+ نوشته شده در 87/10/01 | ساعت0:23 | توسط فاطمه عباسی