شراب را که سر می کشی
گلویم جیغ می کشد
تو مست می شوی و من بنفش ،
از این همه جیغ !
چشمانت که خمار می شوند ،
بهارهای نارنج را بو می کنم ،
تا کمی چشمان من هم به خماری چشمان تو عادت کنند ...!
عشق بازی دیر زمانی ست تکراری شده !
حالا دیــــــــــــــــــــــــــر وقت است ماه من !
چین دامنم را باز می کنم ...
تو آسوده بخواب ...
تا شاید کمی به ابدیت بپیوندی ... !!!
+
نوشته شده در توسط فاطمه عباسی
|
