
دیوار ها از تکثیر قابها خسته اند
من از گلوی گرفته ی شب ،
دست روی دلم نگذارید
دخترانگی ام روی دلم باد کرده است
باید برای یک شب هم که شده زن بود
شبیه دخترکی که هر شب ،
زیر نفس های منقطع ،
با شهوت دستهاش
بالغ می شود !
من لکنت ِ تکرار ِ هر روزه ی ِ عشق ِ تو ام !